تبليغاتX
زندگی تو یه جای دیگه
زندگی تو یه جای دیگه

 
درباره وبلاگ

 

آخرين نوشته ها

 

پيوند ها

 

آرشيو مطالب

 

پيوندهاي روزانه

 



تجربیات روزهای اول

امروز یه مطلب خیلی جالب توی وبلاگ دامون دیدم که تجربیات روزهای اول مهاجرت یکی از دوستان بنام حمید بود که از Migrant Help استخراج شده بود و دامون عزیز اونو یه خورده دسته بندی کرده بود . بعدش توی وبلاگ امیر دیدم که امیر عزیز اونو به یه فایل pdf تبدیل کرده و خیلی خوشگل دسته بندیش کرده . این فایلو که امیر زحمتشو کشیده می تونید از اینجا بردارید . به همه دوستای عزیز منتظر ، توصیه می کنم حداقل یه نگاه بهش بکنید . نکات جالبی توش پیدا می کنید .


Sat 14 Nov 2009 توسط حمید رضا



وبلاگ جدید من
یه وبلاگ جدید درست کردم که می خوام هر مطلب جالبی از اینترنت اعم موزیک ، عکس ، فیلم ، یه سایت خوب و .... توی اون بزارم . دستان عزیز لطفا از این وبلاگ هم دیدن کنید و نظراتتون رو در موردش بهم بگید . در ضمن لطفاْ لینک این وبلاگ رو هم توی سایتاتون یا وبلاگهاتون بزارین . اگه دوست دارین من هم لینک شما رو توی وبلاگم بزارم لطفا به من بگید .

آدرس وبلاگ جدید من : مطالب جالب از اینترنت

البته این وبلاگم همچنان به کار خودش ادامه میده ها !!!

 


Wed 11 Nov 2009 توسط حمید رضا



عکسهای زیبا از استرالیا
سلام ،

امروز می خوام یه سری عکس خوشگل از استرالیا براتون بزارم . من خودم از این عکسا واسه Background دسکتاپم استفاده می کنم .

Australia

 

تبلیغات : شرکت آرمیا صنعت - درب و پنجره دو جداره UPVC


Sun 11 Oct 2009 توسط حمید رضا



زندگی روزمره
خیلی وقته چیزی ننوشتم . راستش اینقدر دچار روزمرگی شدم که فقط روزارو می گذرونم . یه بار یکی از دوستام بهم گفت چند سال داری ؟ خندیدم و گفتم ۳۴ سال . گفت نه اشتباه می کنی . تو ۳۴ سال از زندگیتو نداری . فکر کردم دیدم واقعا راست میگه . الان من هر روز بیدار می شم . فقط وقتمو با کارای روزمره هر روز تلف می کنم شب بشه . اول هفته دوست دارم روزا بگذره آخره هفته بشه و تعطیلی . هفته ها رو می گذرونیم که ماه تموم بشه . همینجوری عمرمون می گذره .

نمی دونم چرا دیگه هیچ چیزی مزه گذشترو نداره . الان به نظرم مسافرتایی که ۵ سال پیش داشتم بهتر از مسافرتی که سال قبل داشتم و مسافرت پارسالی بهتر از امسالی . چرا هیچ چیزی مثل قبل باعث نمیشه خاطرات خوبی ازشون داشته باشم . نمی دونم دلیلش چیه ؟ نکنه بعد از مهاجرت هم همینجوری باشه . یکی از دلایلی که باعث شد ما به فکر مهاجرت بیفتیم فرار از همین روزمرگی بود . حالا چی میشه ؟

 

این پست خیلی منفی شد.

من هر روز وبلاگ پیمان - سیدنی به روایت تصویر رو نگاه می کنم و کلی ازش انرژی می گیرم . این عکسو از پست جدیدش براتون می ذارم . به نظرم گاهی با کوچکترین چیزها هم میشه شاد بود و از لحظات لذت برد . به شرطی که فکرت و روحت آروم باشه.


Wed 23 Sep 2009 توسط حمید رضا



قالب جدید
امروز وبلاگ چند تا از بچه ها رو دیدم که قالبشون رو عوض کردن. منم تصمیم گرفتم از رو دستشون تقلب کنم و قالب وبلاگمو عوض کنم . نتیجه این شد که می بینید. اما چرا این قالبو انتخب کردم . اشکان ( پسرم ) که ۱ سالش بود ما ۳ تا عروسک خرس کوچولو برای تزیین اتاقش خریدیم و آویزون کردیم به دیوار اتاقش . فکر کنم همه این عروسکو دیدن . یه خرس شبیه تدی بیر که ۳ تا فرم داره . یکی کوچیک و ۲ تا بزرگتر - یکی با دامن و یکی با شلوار. بعدها که اشکان بزرگتر شد هر وقت ازش می پرسیدم که این عروسکا کین می گفت منو تو مامان. این قالبو با اون ۳ تا خرس که دیدم یاد اون ۳ تا عروسک افتادم.

 

روزا خیلی زود می گذرن . پسرم ۵ روزه دیگه ( ۲۵ مرداد ) چهارسالش میشه .

 

تبلیغات : درب و پنجره دو جداره UPVC


Tue 11 Aug 2009 توسط حمید رضا



لاجمنت
 بالاخره روز ۲۸ جولای پرونده مهاجرتی من لاج شد .

حالا باید منتظر باشم تا ببینم به قول دو ستان چه موقع کیس افیسر ظهور می کنه و کی هستش


Sat 1 Aug 2009 توسط حمید رضا



شروع
بالاخره روز پنج شنبه آخرین مدرکی که برای لاجمنت لازم بود رو تحویل دفتر دکتر خاضع دادم تا بعد از ۷ ماه استارت کار مهاجرت من هم بخوره . البته سه هفته پیش کل مدارک رو دادم ولی یه مغایرتی تو سابقه بیمه و قراردادهای کاریم بود که مجبور شدم یه نامه از شرکت بگیرم و دلیل این مغایرت رو توضیح بدم . به خاطر تعطیلاتی که پیش اومد و همینطور زمان ترجمه ، ۲ هفته زمان برد تا این نامه رو برسونم دست وکیل . حالا باید منتظر باشم تا TRN رو وکیل بهم اعلام کنه .

 

تبلیغات : درب و پنجره دو جداره UPVC


Sun 19 Jul 2009 توسط حمید رضا



IELTS

امروز می خوام داستان گرفتن مدرک IELTS خودمو بگم .

داستان از اونجا شروع شد که ۲ سال پیش - اواسط تابستون 86 - منو همسرم تصمیم به مهاجرت گرفتیم . یکی از فامیلامون چند ماهی بود که با خانم حضرتی قرارداد بسته بود . پس واسه ما هم یه وقت مصاحبه گرفت با آقای بهروزیان که اون موقع نماینده خانم حضرتی بود توی ایران . وقتی رفتیم مصاحبه به من گفت که نمره 5 باید بیارم توی هر چهار تا باند . به این ترتیب فهمیدم که قبل از هر چیز باید به فکر زبان انگلیسی باشم . اول از همه رفتم سراغ موسسه سفیر . امتحان تعیین سطح دادم . نمراتم خیلی جالب بود . اسپیکینگ 5/4 ، رایتینگ 5/3 ، لیسنینگ 4 ، ریدینگ 7 . نمی دونم چه جوری ریدینگ 7 شدم . خلاصه به من گفتن باید از PRE IELTS 2 شروع کنم . گفتم خوب ثبت نام کنید ، خانومه مسئول ثبت نام گفت برو 3 ماه دیگه بیا تا جای خالی داشته باشیم . هیچی منم واسه اینکه وقتو از دست ندم فکر کردم برم سراغ یه موسسه دیگه ..

رفتم سراغ آریانا توی خیابون ولیعصر روبروی جام جم . امتحان دادم و رفتم سر کلاس PRE IELTS . اینجا روش کلاسا با سفیر فرق داشت . توی سفیر 4 تا کلاس PRE  می گذرونید بعد 4 تا کلاس برای هر باند . یعنی جمعا 8 تا کلاس واسه آمادگی از صفر تا آخرش . ولی توی موسسه آریانا 2 تا کلاس بیشتر نداشت . یه دوره یک ماه و نیم برای PRE و یک دوره چهار ماه و نیم برای IELTS . خلاصه ثبت نام کردم و رفتم سر کلاس . بدک نبود ولی یه ایراد بزرگ داشت . زمان کلاس پنج شنبه و جمعه از ساعت 8 بود تا 1 بعد از ظهر و برای من که 5 روز کار می کردم و می خواستم آخر هفته استراحت کنم یه خورده سخت بود . ضمن اینکه به خاطر اینکه دو روز می رفتم سر کلاس و بعدش 5 روز کلاس نداشتم تنبلیم میومد درسامو بخونم . هیچی دیگه تا آخرش رفتم ولی 2 جلسه به آخر دوره ولش کردم .

برگشتم دوباره سفیر - هیچی هم 2 ماه عقب افتادم هم 125 هزار تومان از جیبم رفت - ثبت نام کردم PRE 2 . رفتم سر کلاس . هم به خاطر اینکه 2 ماه کلاس آریانا رفتم و هم پایه زبانم خوب بود کلاس برای آسون بود . تا فروردین 87 PRE 2-4 رو به راحتی رد کردم و رسیدم به کلاسای اصلی . اولین دوره که گرفتم Reading بود با یه خانوم به اسم منصوری . سفیر کلاسای Reading فقط برای Academic داره و دوره General نداره . استدلالشون اینه که هر کی این دوره رو بگذرونه دیگه مشکلی برای General  نداره . بازهم کلاس 2 تا ایراد داشت . اول اینکه لهجه خانوم منصوری خیلی غلیظ بود طوریکه من 70 درصد از صحبتاشو نمی فهمیدم دوم به خاطر اینکه دوره Academic بود متنها خیلی خیلی سخت بود . هیچی دیگه بعد از چند جلسه دوباره کلاسو ول کردم ...

 توی این مدت هم قانون مهاجرت عوض شد و من باید نمره ۶ تو هر باند می گرفتم . مشکل که یکی دو تا نیست .

خستگی این کلاسا اینقدر زیاد بود - تنبل - که اصلا کلاسارو واسه چند ماه تعطیل کردم . سر کار هم اینقدر سرم شلوغ بود که دیگه وقتی واسه زبان نبود .

اواسط پاییز دوباره تصمیم گرفتم برگردم سراغ کلاسا . دوباره رفتم سفیر . دوباره امتحان تعیین سطح . شانس آوردم گفتن می تونم از Skillها شروع کنم .  حالا کدم کلاس خالیه . فقط اسپیکینگ  .

ثبت نام کردمو دوباره کلاس شروع شد ولی مثل اینکه این تنبلی نمی خواد دست از سر من ورداره . چی حدس می زنید . آره . درسته . دوباره کلاسو ول کردم .

دیدم نمیشه . با خودم عهد کردم دیگه اینطوری نشه . ماهه بعد کلاس Reading گرفتم با آقای واحدی . هم زمان یه کلاس Conversation هم برای جمعه ها توی موسسه آریانا گرفتم . این دفعه می خواستم دیگه تمومش کنم . کلاس Reading خیلی خوب بود و خیلی مطالب خوبی یاد گرفتم . کلاس Conversation جالب نبود . استادش اصلا مسلط نبود . چون فهمیدم دوره بعدیش هم با همین استاد تصمیم گرفتم اونو بی خیال شم .

توی این مدت رفتم دفتر آقای اسکندری و با آقای دکتر قاسمی صحبت کردم . شرکت Golden Group  هم رفتم و با یه خانومه اونجا مشاوره کردم . ولی جالبه دست آخر اواخر پاییز بود که با دکتر خاضع قرارداد بستم .  

حالا که قرارداد بسته بودم دیگه بحث جدی بود و باید حسابی کلاسارو جدی می گرفتم . از سایت سازمان سنجش واسه 21 مارچ تاریخ امتحان گرفتم . حالا 21 مارچ چه روزیه : 1 فروردین 88 . عجب روزی

 

ترم بعد توی سفیر دو تا کلاس گرفتم . رایتینگ و لیسنینگ . جفتش هم با آقای واحدی . بدک نبود ولی زیاد هم راضی کننده نبود . ترم بعد که میشد بهمن ماه کلاس اسپیکینگ گرفتم . برنامه ریزی کرده بودم که تا آخر بهمن کلاسای سفیر تموم شه و توی اسفند با یه استاد به طور خصوصی چند جلسه کلاس بگیرم .

کلاس اسپیکینگ خوب بود ولی یه اتفاق بد افتاد .

سازمان سنجش خیلی غیر منتظره و البته خیلی مسخره امتحان 21 مارچ رو حذف کرد . چون می گفت اول فروردین ماهه . نمی دونم یعنی از اول نمی دونستن . بعد از کلی تلفن و پیگیری به این جواب رسیدم . یا این تاریخو کنسل کنید یا واسه 6 ماه بعد تاریخ بگیرین .

هیچی کنسل کردم و 30 روز طول کشید تا پولمو پس بگیرم . تازه با کلی پیگیری و تلفن به دانشگاه چابهار.

یه شانس بزرگ آوردم که تونستم توی سایت ایلتس تهران واسه 30 آپریل یعنی 10 اردیبهشت تاریخ بگیرم . حالا می دونید بعدش چی شد . بعد از این همه مکافات سازمان سنجش یه تاریخ واسه 30 آپریل واسه کسایی که امتحان 21 مارچ رو داشتن باز کرد . می بینید چقدر به فکر ما هستن .

خلاصه دیگه حالا موقع گرفتن استاد خصوصی بود . از توی سایت Migrant help اسم چند تا استاد و رفتم سراغ استاد عتیقی . 8 جلسه خصوصی باهاش کلاس گرفتم . فقط یه چیزی می تونم بگم . بعد از این 8 جلسه اینقدر به خودم فحش دادم که یک سال و نیم الکی وقتمو توی کلاسای عمومی تلف کردم . این همه هم پول دادم . باید از اول می رفتم سراغ استاد خصوصی .  نمی خوام تبلیغ کنم ولی تمام کلاسایی که رفتم یه طرف این 8 جلسه یه طرف .

بعد از این همه داستانا رسیدم به خوب امتحان ...

امتحان اسپیکینگ 2 روز قبل از امتحان کتبی بود . با یه خانومه Native بود بدک نبود ولی زیاد هم راضی کننده نبود . امتحان کتبی هم توی مجتمع دشت بهشت بود . تقریبا همه چی خوب بود . امتحان لیسنینگ خیلی سخت بود . ولی ریدینگ و رایتینگ خوب بود .

بالاخره بعد از این همه وقت خلاص شدم . نمراتم هم بدک نشد . ولی دوست داشتم بیشتر شه .

Speaking : 6

Writting : 6

Listening : 6/5

Reading : 7

Overall : 6/5

آخیش راحت شدم ..................................................

 

تبلیغات : درب و پنجره های دو جداره UPVC

 


Sat 27 Jun 2009 توسط حمید رضا



حوادث اخیر
یه چند وقتی بود که یه خورده واسه مهاجرت سرد شده بودم . راستش خبرایی که از استرالیا داشتم زیاد جالب نبود . تمام دوستام به خاطر بحران اقتصادی حسابی ناراحت بودن و اوضاشون ریخته بود بهم . اینا باعث شده بود که با اینکه ۲۶ اردیبهشت نتیجه امتحان آیلتس رو گرفتم ولی هنوز مدارک لازم واسه لاجمنت رو تا این یه هفته قبل دنبالش نبودم . ولی این حوادث اخیر تهران و انتخابات دوباره منو به خودم آورد که این کشور با این شرایط هیچوقت نمی تونه انتظارات منو از زندگی برآورده کنه . شاید این حوادث برای من مثبت باشه که دوباره یادم اومد که هدفم چیه ، ولی خوب ، واقعاً به خاطر حوادث تلخ این چند وقت تهران ناراحتم .

وقتی روند مهاجرت طولانی می شه - هر چند که روند مهاجرت من هنوز به طور رسمی هنوز شروع هم نشده - آدم خیلی خسته می شه ، ولی همیشه یه جمله از استاد زبانم ، آقای اکبری توی کلاسای موسسه سفیر توی ذهنمه : Keep your motivation high

یه فیلم مستند درباره پرث استرالیه دارم و یه فیلم مستند از کانال Discovery درباره استرالیا با صدای Russel Crow . واقعاً فیلمهای محشری هستن . شاید تا حالا 100 بار دیدمشون . هر وقت یه خورده کسل میشم این فیلمارو می بینم . حسابی سرحالم میارن و بهم انرژی میدن .

 

تبلیغات : پنجره دو جداره UPVC


Wed 24 Jun 2009 توسط حمید رضا



یه کوچولو درباره روند مهاجرت ما
ما ۲ سال پیش تصمیم گرفتیم که به استرالیا  مهاجرت کنیم . ولی به خاطر تنبلی و یادگیری زبان ، عملاْ کار جدی از اول زمستان ۸۷ شروع شد که رفتیم دفتر Home Migration و با دکتر خاضع قرارداد بستیم . 9 مارچ 2009 اسس شدم و 30 آپریل ( 10 اردیبهشت ) امتحان آیلتس دادم . درباره امتحان آیلتس توی پست جداگانه مفصل می نویسم . نمرات امتحانم :

Listening : 6.5

Speaking : 6

Writting : 6

Reading : 7

Overall : 6.5

 

الان دارم مدارک لازم واسه لاجمنت رو آماده می کنم که تحویل دفتر دکتر خاضع بدم .

 

تبلیغات : http://www.armia.ir

 


Wed 24 Jun 2009 توسط حمید رضا



Blog Skin